تبليغاتX
:.: از جـنس تـــنفر :.:

خداحافظ

 

سلام به همه ی بچه ها...خوبین؟

شرمنده این دفعه یه خورده دیر آپ کردم.

ترانه ی خداحافظ...لطفا نظرتونو بفرمایید.

 

...خداحافظ...

 

نمی دونم کجا هستم

دارم با غصه می جنگم

پر از بغضم پر از گریه

چرا اصلا نمی خندم

یه حسی از دل سنگت

منو از تو جدا کرده

نگاه سرد و بی معنات

واسم تکرار یک درده

توو  دنیای دل تنهام

تو یک روز عاشقم بودی

میشد فهمید یه روز میری

نمیدونستم به این زودی

دلم بی حس و تاریکه

به دستای تو من خیرم

دیگه آغوش تو وا نیست

خداحافظ دارم میرم

...سعید امینی...

 

 

!! نوشته شده توسط سعید | 21:45 | شنبه بیست و ششم شهریور 1390 •

حس بد

 

 

سلام دوستان گلم

نظرتونو درمورد حس بد بگین...ممنون..

 

حس ِبد

 

دلم داغونه از دنیا

از این احساس پژمرده

از این حس ِ بدی که باز

تو رو از خاطرم برده

مثه نیلوفر مرداب

چرا تنهای تنهایم

امیدم قاصدک بود و

نسیم آرزوهایم

چشام تاریک و بی حس ِ

توو شب های پریشونی

می خوام همراز من باشی

واسم تو دل بسوزونی

روی احساس این واژه

فقط نفرت کمین داره

دلم سرده تو رو می خواد

ولی دنیا نمی ذاره...

 

سعید امینی

 

 

!! نوشته شده توسط سعید | 22:17 | جمعه دهم تیر 1390 •

فاصله

 

سلام دوستای عزیزم...با یه ترانه ی دیگه در خدمت شما هستم..

حتما نظرتونو درمورد فاصله بنویسید...منتظر نظرای گرم شما هستم.

 

 

... فاصله ...

 

معنی این واژه ها رو

هیشکی جز تو نمی دونه

کاش واسه ترک دل من

داشتی یک دونه بهونه

آخ چقد دلم گرفته

حالا که نیستی کنارم

تنهایی اجازه دادش

سر رو شونه هاش بزارم

چشای تاریک و سردم

واسه دوری تو خیسه

دستای لرزون و تنهام

واسه ی تو می نویسه

همیشه یه چیزی بوده

سهم من خنده نباشه

دنیا فریاد زد و گفتش

بین ما فاصله باشه

...سعید امینی...

 

 

!! نوشته شده توسط سعید | 11:35 | سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 •

یه رویا بود

 

سلام خدمت همه ی دوستان گلم...سال ۹۰رو بهتون تبریک میگم...

ایشاا... سال خوبی داشته باشین..و امیدوارم که عید خوش گذشته باشه.

 ممنونم از همه ی دوستانی که تو این مدت نذاشتن وبلاگم

تنها باشه و با نظراشون باعث خوشحالی من شدن...

با یه ترانه ی دیگه *از جنس تنفر* آپ شد...بازم منتظر نظراتتون هستم.

(توی پست قبلیم یکی توو نظرات یه چیزایی گفته بود ولی اسم نداشت

 و گفته بود که نمیشناسمش حالا میشه اسمشو بگه تا من جوابشو بدم)

 

 

... یه رویا بود ...

 

اگه گاهی صدام خسته ست

از این فریاد پر درده

همین فریاد پر آهم

که این بغض و بقل کرده

اگه می گم که بازندم

نه اینکه قصه رو باختم

با این تقدیر با این قسمت

با این بیهودگی ساختم

حالا چشمام پر از اشکِ

پر از یک حس بارونی

ببین رویام چه متروکه

دیدی گفتم نمی مونی

یه عمری با خیال تو

چه شبهایی نخوابیدم

ولی افسوس یه رویا بود

توی رویام تو رو دیدم...

 

سعید امینی(از جنس تنفر)

 

!! نوشته شده توسط سعید | 16:33 | سه شنبه شانزدهم فروردین 1390 •

بی ستاره

 

 

سلام دوستان گلم...یه خورده دیر آپ کردم...ببخشید

...ترانه ی بی ستاره رو بخونید...حتما نظرتونو بفرمایید.

 

 

... بی ستاره ...

 

داره این بی کسی آزار میده

منو مثل یه بغضه نیمه کاره

نمی دونه بمونه یا رها شه

ولی می دونه که آخر می باره

دارم احساسمو از دست میدم

دارم میمیرم از این بغض و کینه

چرا دنیا منو با تو نمی خواد

شاید معنای تنهایی همینه

شاید تنها شدن این جا یه رسمه

چقد سخته بمونی بی ستاره

آره خستم از این دنیای فانی

زمونه راه برگشتی نداره؟؟

 

سعید امینی(از جنس تنفر)

 

 

!! نوشته شده توسط سعید | 17:6 | شنبه چهاردهم اسفند 1389 •

حس تکراری

 

 

سلام خدمت تمام دوستان خوبم..

شرمنده واسه دیر شدن آپ جدید...یه مشکلی داشتم ...ولی فعلا در خدمتتون هستم.

ترانه ی جدیدم با نام " حس تکراری "

حتما نظرتونو بفرمایید(بی تعارف)

 

... حس تکراری ...

 

شروع قـــصه دلــگیره

واسه این حس رویــایی

تو رو میخوام ولی نیستی

تو عمق عــشق فردایی

نگاهت خیلی بی روحه

چرا چشمات نمی خنده

شاید دلــگیره از دستم

که احساس تو بی رنگه

مدارا کن با این دوری

با ایــن دستای لــرزونم

چه تقدیره پر از شکی

دیگه بی تو نمی تونم

دیــگه دوری نمــیذاره

که چشمام با صدات واشه

که حــس بی گــناه من

توو قلب ناز تو جا شه

پر از یک حس سر گیجه م

پر از یک حس تکراری

توو این تاریکی مطلق

بــگو آهســته بــیداری

 

سعید امینی(از جنس تنفر)

 

 

!! نوشته شده توسط سعید | 21:8 | جمعه بیست و چهارم دی 1389 •

ترانه ی هفته

 

 

 

* ترانه ی هفته *

 

بمون

 

کاش کی تورو سرنوشت ازم نگیره

می ترسه دلم بعد رفتنت بمیره

اگه خاطره هام یادم میارن تورو

لا اقل از توو خاطره هام نرو

کی مثه من واسه تو قلب شکستش میزنه

آخه کی واسه تو مثل منه

بمون دل من فقط به بودنت خوشه

منو فکر رفتن تو میکشه

لحظه هام تباه بی تو

زندگیم سیاه بی تو...نمی تونم

....

!! نوشته شده توسط سعید | 14:49 | یکشنبه چهاردهم آذر 1389 •

فقط بگو

 

سلام به همه دوستان گلم...وبلاگ جدید من بالاخره راه اندازی شد..

و اولین شعرمو توی این وبلاگ با نام *فقط بگو* می بینید که یکی از شعرهای قدیمی منه.

خوشحالم میشم نظراتتونو بدونم.

 

...فقط بگو...

 

زمستونِ خیال من

گم شده توو چشای تو

می خوام نگاه ساده ی

همون دل بهاریتو

فاصله ی چشای تو

با این دل پر غم من

یه وقت نگی یه عالمست

که شوک میشه وجودِ من

تو رو خدا ببین منو

ببین چه زجه می زنم

واسه نگاه گرم تو

جهنمم سر می زنم

فقط بگو تو می شنوی

نق نق التماسمو

بگو میای کنار من

می گیری دست سردمو

۸۷/۵/۳

 

سعید امینی(از جنس تنفر)

 

!! نوشته شده توسط سعید | 14:19 | یکشنبه هفتم آذر 1389 •

RSS